تبليغاتX






donyaye zendoni
سلام بچه ها این عکسا برای روزی بود که شهر امل بعد۳۰ سال برف اومد و خیلی ها

خوشحال شدن از جمله من

این عکسه سگمه .... خشکله مگه نه؟

ببخشید که من تا حالا اپ نکردم حالا همیشه هستم تا وسط تابستو

راستی خیلی دلم باتون تنگ شده بود

همتون رو یه دنیا دوست دارم

تا بعد بای

 

 

  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ + نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 18:17 دست نوشته اسماعيل(زندان بان)...  

آيا با من موافقيد؟؟؟
که اين دنيا زنداني بيش نيست...
20 پاييزم ، بهار شد...
و من همچنان پي روزنه اي اميد تا شايد بتوانم جسم تاريکم را از اين زندان خاموش رها سازم ياريم ميکنيد؟؟؟
من با شما به اوج ميرسم پس دستانم را بگيريد تا از اين منجلاب تاريکي به روشنايي زندگي برسم و به زندان بان بخندم


  آيدي من-->yegane_ashegh_tanha
................mamanii_jish_daram

نام:اسماعيل
شهرت:طالشي
محل سکونت:مازندارن/شهر امل
شغل:دانشجوي رشته حسابداري
دوست داشتني هام:ادماي با معرفت شماره تماسم:شرمنده گلم