تبليغاتX






donyaye zendoni

سلام دوستای خوبم  ...

من امروز اخرین اپم هست اخه موقع امتحاناتم هست

خیلی سرم شلوغه من 1 ماه بعد اپ میکنم

بعضی ها گفتم عکس برادرت و خواهر زادتو بزار

منم این اپم رو این طوری گذاشتم

                       داداش خودم.... میثم ۲ سال از من کوچیکتره... شغلش... مبل سازه

خواهر زاده خودم... مبین... خیلی شلوغه... براش میمیرم

 

تا بعد علی یارتون

  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ + نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 11:17 دست نوشته اسماعيل(زندان بان)...  

آيا با من موافقيد؟؟؟
که اين دنيا زنداني بيش نيست...
20 پاييزم ، بهار شد...
و من همچنان پي روزنه اي اميد تا شايد بتوانم جسم تاريکم را از اين زندان خاموش رها سازم ياريم ميکنيد؟؟؟
من با شما به اوج ميرسم پس دستانم را بگيريد تا از اين منجلاب تاريکي به روشنايي زندگي برسم و به زندان بان بخندم


  آيدي من-->yegane_ashegh_tanha
................mamanii_jish_daram

نام:اسماعيل
شهرت:طالشي
محل سکونت:مازندارن/شهر امل
شغل:دانشجوي رشته حسابداري
دوست داشتني هام:ادماي با معرفت شماره تماسم:شرمنده گلم