تبليغاتX






donyaye zendoni

سلام این اخرین سلامم هست برای همیشه

به خدا دسته خودم نیست که شمارو تنها بزارم دلم برای همتون تنگ میشه

نمیدونم چطوری خودمو عادت بدم خیلی سخته برام

شایدم بعضیا از رفتنم خوشحال بشن برای اونا تبریک میگم

میخواستم تو عید اپ کنم چون سالگرد تولدم بود ۱۲ فروردین...ولی

از همه شما سپاسگذارم که تا این موقع تحملم کردین

باور کنید دارم دق میکنم

همتونو دوست دارم .... همتونو میبوسم...

خداحافظ همین حالا

  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ + نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:54 دست نوشته اسماعيل(زندان بان)...  

آيا با من موافقيد؟؟؟
که اين دنيا زنداني بيش نيست...
20 پاييزم ، بهار شد...
و من همچنان پي روزنه اي اميد تا شايد بتوانم جسم تاريکم را از اين زندان خاموش رها سازم ياريم ميکنيد؟؟؟
من با شما به اوج ميرسم پس دستانم را بگيريد تا از اين منجلاب تاريکي به روشنايي زندگي برسم و به زندان بان بخندم


  آيدي من-->yegane_ashegh_tanha
................mamanii_jish_daram

نام:اسماعيل
شهرت:طالشي
محل سکونت:مازندارن/شهر امل
شغل:دانشجوي رشته حسابداري
دوست داشتني هام:ادماي با معرفت شماره تماسم:شرمنده گلم